نمایش ماهیت سوژه ، مهمترین رکن در عکاسى تبلیغاتى

 

نمایش ماهیت سوژه ، مهمترین رکن در عکاسى تبلیغاتى

آشکار است که هدف نهایى هر اعلان تبلیغاتى ، ترغیب مخاطبین به برطرف کردن نیاز خود از طریق یک علامت تجارى خاص مى باشد و طبیعى است که از دو عامل اصلى شکل گیرى اعلانات تبلیغاتى، یعنى عکس و طرح گرافیکى متوقع باشیم که در جهت نیل به همین هدف گام بردارند. اما نکته جالب توجه این است که عکاسى و گرافیک على رقم اشتراک در هدف ، تمایز فاحشى در نوع اطلاع رسانى خود دارند.
فى الواقع در اکثر موارد، عکاسى از طریق مطرح کردن علامت تجارى سوژه نمى تواند در مخاطبین خود ایجاد گرایش کند زیرا اصولا مردم در صورتى از یک عکس تبلیغاتى تاثیر مى پذیرند که احساس کنند در درون تصویرى که در پیش روى آنهاست جریانى وجود دارد که مى تواند نیاز مادى، معنوى و یا روحى آنها را بر طرف نماید به همین دلیل معمولا در وحله اول، رویت شکل ظاهرى سوژه و یا تشخیص علامت تجارى آن در عکس ، انگیزه خاصى را در مخاطبین ایجاد نمى کند.

به همین خاطر، در جریان وقوع فعل و انفعالات ناشى از  تاثیر آگهى در ذهن بیننده، علامت تجارى باید منتظر شود تا ابتدا احساس مخاطب محتواى سوژه عکس را تایید نماید، پس از آن منطق وى با پشتوانه احساسى مثبت آماده مى شود تا اطلاعات مربوط به علامت تجارى را دریافت کند. به عبارت دیگر در روند تاثیر گذارى بر مخاطب از طریق آگهى هاى تبلیغاتى، از لحاظ زمان بندى ابتدا باید عکس مخاطب را جذب کند و با قابلیت هاى ویژه خود، وى را تحت تاثیر قرار دهد و بعد از آن طرحهاى گرافیکى وارد عمل شوند و مراحل را با قدرت ادامه دهند. همچنین باید توجه داشت که نقش اثرگذار هر دوى این عوامل هنرى در کلیه مراحل رویت یک آگهى نباید به صفر برسد همه این مراحل در عرض چند ثانیه اتفاق مى افتد و اگر یک آگهى تبلیغاتى بتواند به تناوب تمرکز ذهن مخاطبش را از عکس به گرافیک و مجددا از گرافیک به عکس منتقل کند طبعا زمان بیشترى براى تاثیر گذارى پیدا خواهد کرد و مى توان گفت که موفق تر عمل کرده است، وقوع این سلسله مراتب در ذهن مخاطبین ، تنها در صورتى امکان پذیر است که همکارى یک عکاس و یک گرافیست ، از تفاهم، ظرافت و درایت قابل قبولى برخوردار باشد. هر دو باید بدانند که در کار گروهى براى رسیدن به یک هدف مشترک، چگونه حرکت کنند و چطور به یکدیگر فرصت و فضای کار بدهند تا آگهی از پتانسیل هردوی این هنرها بهره مند شود.
در یک عکس تبلیغاتى ، مهمترین وظیفه عکاس این است که  بتواند ماهیت سوژه را به تصویر بکشد تا بیننده فقط نظاره گر شکل ظاهرى آن نباشد بلکه به طور ناخود آگاه از طریق عکس مفاهیم از پیش تعیین شده اى را استنباط نماید. اگر عکس از جذابیت و بار معنایى کافى برخوردار نباشد طبیعتا احساسات مثبت مخاطبین را از آن خود نخواهد کرد و باعث تردید و بى انگیزگى آنان نسبت به کلیت اعلان تبلیغاتى خواهد شد ولو اینکه گرافیست کار خود را درست انجام داده باشد و یا آگهى از محل و نحوه ارائه مناسبى برخوردار باشد. نکته مهم دیگر این است که طراح باید مراقب باشد تا کار گرافیکى باعث اختلال در گویش عکس نشود.
و اما قدر مسلم ، این قواعد در خصوص تمام موارد صدق نمى کند ¬¬¬¬¬¬امروزه در آگهى هاى تبلیغاتى بسیارى از شرکت هاى بزرگ و معتبر دنیا از قبیل بنز، آدیداس، نایک، سونى، ال جى و … اتفاقا مى بینیم که بیش از هر چیز به مطرح کردن علامتهاى تجارى خود مى پردازند ولى نباید فراموش کرد که این موسسات سالهاى بسیارى را در
تبلیغات با برخورد محتوایى  پشت سر گذاشته اند تا انکه به مرور زمان علامت تجارى آنها صاحب مفاهیم و اعتبار خواصى شده است و به تنهایى قدرت تاثیر گذارى یافته است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*